کد خبر 140139
۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۶

گفت وشنود با حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسم مناقب

انقلاب در یزد بدون شهید صدوقی قابل تصورنیست

انقلاب در یزد بدون شهید صدوقی قابل تصورنیست

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسم مناقب(رحمه ا...)داماد شهید آیت ا... صدوقی و یکی از شاهدان ادوارگوناگون زندگی ایشان به شمار می رفت.وی چندی پیش از درگذشت و در گفت وشنودی که پیش روی دارید،به بازگویی شمه ای از خاطرات خویش دراین باره پرداخت.امید آنکه علاقمندان و تاریخ پژوهان انقلاب را مفید افتد.

شهید آیت‌اله صدوقی جزو مبارزین پیشتاز و از یاران نزدیک حضرت امام (ره) بودند. درباره پیشینه مبارزات سیاسی ایشان به نکاتی اشاره بفرمایید؟

بسم ا... الرحمن الرحیم. شهید بزرگوار آیت ا... صدوقی(رضوان ا... تعالی علیه)در زمانی که در قم بودند، مبارزات سیاسی جنبه علنی نداشت. در آن زمان آیت‌ا... بروجردی مرجعیت تام داشتند و هدف اصلی شان تقویت حوزه بود و به شکل آشکار وارد سیاست نمی‌شدند.

با این حال گویا آیت‌ا... صدوقی با فداییان اسلام هم ارتباط داشتند؟

بله،شهید نواب صفوی قرابت و خویشاوندی دوری با آیت‌ا... صدوقی داشت. شاید از این جهت ایشان را با فداییان اسلام مرتبط دانسته‌اند.البته خود ایشان هم به فداییان علاقمند بودند.

یکی از رویکردهای رضاخان برای تقابل با دین، ممانعت از برگزاری جلسات عزاداری و روضه بود، اما آیت‌ا... صدوقی با کمال شجاعت جلسات روضه‌خوانی برگزار می‌کردند. از آن روزها چه خاطراتی وجود دارند؟

بله، ایشان عصرهای جمعه در منزل خود، یکی دو ساعت جلسه روضه‌خوانی برگزار می‌کردند و مجالس عزاداری دهه عاشورا و ماه صفر هم برقرار بود. در قم هم مجالسی را به شکل پنهانی برگزار و آشنایان ایشان در این مجالس شرکت می‌کردند. مردم یزد به دلیل ریشه‌های مذهبی قوی و علاقه شدید به امام حسین(ع)، به‌رغم محدودیت‌هایی که رضاخان ایجاد کرده بود، هیچ‌وقت این مجالس را تعطیل نکردند.من کودک که بودم، همراه پدرم به مجالس روضه‌خوانی مرحوم اصفهانی در محله سرپل می‌رفتم. این جلسات هم از اذان صبح شروع می‌شدند و تا طلوع آفتاب ادامه می‌یافتند. یادم هست منزل مرحوم اصفهانی با اینکه بسیار بزرگ بود، به‌قدری جمعیت زیادی می‌آمد که با کمبود جا مواجه می‌شدیم! در منزل مرحوم هرندی در کنار امامزاده جعفر هم، مجالسی از ساعت یک و دو بعد از ظهر تا غروب برگزار می‌شدند.

ظاهراً هنگامی که انگلیسی‌ها رضاخان را از کشور بیرون می‌کنند، سر راهشان برخوردی هم با آیت‌ا... صدوقی داشته‌اند. شرح آن ماجرا هم از زبان شما شنیدنی است؟

این داستان را از زبان خانواده خود‌شان شنیده‌ام. شهید صدوقی زمانی که در قم بودند، برای امرار معاش زمینی را در منطقه عباس‌آباد اجاره کرده بودند و در آن کشاورزی می‌کردند تا از وجوهات شرعی استفاده نکنند. رضاخان موقع خروج از کشور، به مزرعه آیت‌ا... صدوقی می‌رسد و تصمیم می‌گیرد کمی در آنجا استراحت کند. آیت‌ا... صدوقی بدون اعتنا به حضور رضاخان، به مطالعه کتابی که در دست داشتند ادامه می‌دهند و سرشان را بلند نمی‌کنند. رضاخان متوجه می‌شود که ایشان روحانی است و ماندن را جایز نمی‌بیند و می‌رود!

از مقطع آغازین قیام نهضت اسلامی در شهر یزد چه خاطره‌ای دارید؟

اتفاقاً در آن ایام در یزد بودم. هنوز مبارزات انقلابی در یزد شکل نگرفته بود و علما سکوت اختیار کرده بودند.جرقه این جریان در یزد، توسط آیت ا... صدوقی خورد. بنده چون از شاگردان حضرت امام و بسیار به ایشان علاقمند بودم، در مراسم ختم آقای حکیم در مسجد ملاصفدر به منبر رفتم و صراحتاًحضرت امام را به عنوان مرجع معرفی کردم و به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفتم و ممنوع‌المنبر شدم!

پس از رحلت آیت ا... بروجردی، نظر آیت ا... صدوقی درباره مرجعیت امام خمینی (ره) چه بود؟

پس از سخنرانی حضرت امام در روز عاشورا در مدرسه فیضیه، افراد زیادی بودند که به امام (ره) گرویدند و را قبول داشتند، ولی در خفقانی که رژیم ایجاد کرده بود، سکوت اختیار کرده بودند، اما آیت‌ا... صدوقی به دلیل شجاعت کم‌نظیری که داشتند، در شهر یزد در دفاع از امام و خط امام سنگ تمام گذاشتند. ایشان مدیر با درایت و هوشمندی بودند و لذا در زمینه مبارزات نیز، شیوه‌های بدیعی را به کار می‌گرفتند و عملاً دست راست امام محسوب می‌شدند. در قضیه دستگیری حضرت امام و گردهمایی علما و مراجع در تهران، ایشان جزو نخستین افرادی بودند که به تهران آمدند.البته درآن روزها، بنده خودم برای رسیدگی به برخی از امور در قم بودم و نمی‌دانم در تهران چه اتفاقاتی روی دادند.

از پیشینه ارتباط حضرت امام و شهید آیت‌ا... صدوقی چه اطلاعاتی دارید؟

رابطه بین این دو بزرگوار، به دوره طلبگی آنها برمی‌گردد. در آن دوران با هم مراوده داشتند. گاهی امام به مزرعه آیت‌ا... صدوقی هم می‌رفتند.

دهم فروردین 1357 یکی از فرازهای تاریخی شهید یزد در مبارزه علیه رژیم گذشته است. با توجه به اینکه شهر یزد اساساً جای آرام و بی‌سر و صدایی بود، شعله مبارزه چگونه در آنجا سر برکشید؟

همین‌طور است. یزد جای بی‌سر و صدایی بود. مردم زندگیشان را می‌کردند و گاهی هم مجلس روضه‌ای برگزار می‌شد. روحانیون هم مشغول تدریس و تحصیل بودند و کاری به امور سیاسی نداشتند. حتی بعضی از یزدی‌ها دخالت در سیاست را کفر می‌دانستند! این فضا حاکم بود تا زمانی که عده‌ای را به عنوان تبعیدی به شهر یزد فرستادند و آنها در سخنرانی‌هایشان از علمایی که در مسائل سیاسی دخالت نمی‌کردند، به‌شدت انتقاد کردند. این سخنرانی‌ها باعث شد مردم یزد به‌تدریج با مسائل سیاسی آشنا شوند. شهیدآیت ا... صدوقی که به یزد آمدند، با اینکه با نهایت احتیاط با مسائل سیاسی برخورد می‌کردند، اما زمانی که نام امام مطرح شد و مبارزات شدت گرفتند، مبارزات خود را علنی کردند. در روز 10 فروردین سال 1357، شهید صدوقی در مسجد روضه محمدیه برای شهدای تبریز مجلسی را برگزار کردند. آقای راشد یزدی -که از دوستان قدیمی شهید صدوقی بودند- در آن مراسم سخنرانی آتشینی را ایراد کردند. پس از این سخنرانی، مردم به خیابان‌ها ریختند و شعارهای کوبنده‌ای دادند. هنگامی که جمعیت به چهارراه رسید، مأموران به مردم تیراندازی کردند و دو نفر به شهادت رسیدند و شهر در سوگ عمیقی فرو رفت.

شهید آیت‌ا... صدوقی از نخستین افرادی بودند که در دوره اقامت امام در پاریس به دیدار ایشان رفتند. از این سفر چه خاطره‌ای دارید؟

چون همراه ایشان نبودم در جریان موضوعاتی که امام و آیت‌ا... صدوقی درباره آنها صحبت کردند نیستم، اما می‌دانم درباره زمان آمدن امام به ایران صحبت کرده بودند. آیت‌ا... صدوقی در زمره کسانی بودند که با آمدن امام به ایران موافق بودند. بعد هم که از پاریس آمدند، همراه با بزرگواران دیگری مقدمات استقبال از امام را فراهم کردند و در روز 12 بهمن هم در بهشت‌زهرا (س) در کنار امام حضور داشتند.

اشاره‌ای هم به نقش شهید صدوقی در دفاع مقدس کنید.ایشان دراین باره چه روشی داشتند؟

با شروع جنگ و حتی قبل از آن، هنگامی که ایشان باخبر شدند که بسیجی‌ها و سپاهی‌ها در کردستان دچار مشکل شده‌اند، بلافاصله کمک‌های مالی زیادی را ارسال کردند. ایشان برای تشویق رزمندگان اسلام گاهی خودشان هم در جبهه‌ها حضور می‌یافتند.رزمنده ها خاطرات زیادی از حضور ایشان در میادین جبهه وجنگ دارند.

از روز شهادت ایشان برایمان بگویید. با عنایت به اینکه درآن روز،خود شما سخنران پیش از خطبه نمازجمعه یزد بودید؟

بله،آن روز قبل از ایشان، برای مردم کردم. بعد ایشان نماز جمعه و خطبه را خواندند. همه ما روی زمین نشسته بودیم. ایشان از مقابل صف رد شدند و چند لحظه بعد صدای انفجار به گوش ما رسید! مدتی بود که مسئول امنیت خانه ایشان، اجازه نمی‌داد برای اقامه نماز به مسجد بروند و بنده یا سایر دوستان اقامه نماز را به عهده داشتیم، اما خود ایشان پس از مدتی گفتند:« دوست ندارم در خانه حبس شوم و خواهم آمد، حتی اگر کشته شوم». ایشان جمله معروفی داشتند و در پاسخ به کسانی که احتمال شهادتشان را می‌دادند، می‌گفتند: «مرغابی را از آب می‌ترسانید؟ مرا از مرگ می‌ترسانید؟» ایشان می‌گفتند باید نماز جمعه برگزار شود، حتی اگر 50 نفر، از جمله خود ایشان کشته شوند!

و سخن آخر؟

ایشان در عین زیرکی و خوش‌فکری، از مدیریت و قدرت اجرایی و شجاعت بالایی برخوردار بودند و به همین دلیل هم نظیر ایشان بسیار کم است. به نظر من رمز موفقیت ایشان اخلاص و توکل بود. شهید صدوقی از امدادهای غیبی برخوردار بودند. محبوبیت ایشان در بین عام و خاص کم‌نظیر بود که یکی از نمونه‌های آن انتخاب ایشان برای مجلس خبرگان قانون اساسی با 99 درصد آرا بود.

برچسب‌ها